تبلیغات
سرزمین عاشقان کتاب - معرفی کتاب(9)-ویژه ی محرم

سرزمین عاشقان کتاب

ملتی که کتاب نمی خواند، باید تمام تاریخ را تجربه کند. . . مطالعه ی یک کتاب، تجربه ی یک زندگی است. . .

معرفی کتاب(9)-ویژه ی محرم

سلام دوستان عزیز.
با عرض تسلیت دوباره همون طور که وعده داده شده بود، با پست ویژه محرم در خدمتتون هستیم.
در این پست سه کتاب بسیار زیبا و خواندنی خدمتتون معرفی می شه.
"تاکربلا"، "با کاروان نور"، "آسمان خون گریه کن!"
امیدوارم که از این کتاب ها بتونید لذت و بهره ببرید.



تا کربلا

نخستین کتاب، کتاب زیبای "تاکربلا" هست. این کتاب چهل روایت از دلدادگی شهدا به حضرت امام حسین(ع) و شهدای کربلا هست. چهل روایت از زندگی سرشار از عشق این مشاهیر و بزرگان. یکی از ویژگی های جالب و نقاط قوت این کتاب، اینه که اومده و سیر و جریان عاشورا رو از ابتدا به 40 بخش تقسیم کرده و متناسب با هر بخش از شهید عزیزی یاد کرده. در ادامه باهم قسمتی از این کتاب زیبا رو مطالعه می کنیم.
متن زیر روایتی کوتاه از ارادت شهید حشمت الله طاهری به سید الشهدا،  و قسمتی از متنیه که در این کتاب برای بخش پنجم روایت نوشته شده:

... یک ماه پس از مجروحیت و در اول فروردین سال 1365 بود. نیمه های شب و قبل از تحویل سال ناگهان از خواب پرید و با حیرت به نقطه ای خیره شد!

  مدتی در این حال بود. تا اینکه به هنگام تحویل سال با شادی و لبخند گفت:« ساعتی قبل، صحنه ای از نبرد کربلا را در خواب دیدم. همه ی اصحاب با شور و حال عجیبی با هم صحبت می کردند. صفا، اخلاص و نورانیت در چهره های خاک آلود یاران امام موج می زد.

  امام حسین(ع) در میان جمع یارانش بود. آقا پارچه های سفید و تمیزی در دست داشتند. خود مولا پارچه ها را بر می داشتند و با رویی گشاده و لبی خندان به یارانشان می دادند. هفتاد و دو پارچه بود که آقا به یارانشان مرحمت فرمودند.

  من هم در میان آن ها بودم. آقا به همه ی اصحاب پارچه ها را دادند و بعد در حالی که یک پارچه مانده بود به سمت من آمدند و گفتند: این هم برای تو.

  حشمت الله با خوشحالی گفت: امام آخرین پارچه را به من دادند!

  من که با تعجب نظاره گر صحبت های همسرم بودم سوال کردم:« پارچه ها چه بود؟» گفت:«کفن.»

   چند روز به همین منوال گذشت. حال او روز به روز بدتر می شد. شب 23 ماه مبارک رمضان رسید. حال همسرم بسیار بدتر شد. روی تخت بیمارستان آخرین نفس هایش را شاهد بودم.

 در آن لحظات سخت گفت:« فردا غوغایی به پا می شود شما چه خواهید کرد؟» نمی دانم چرا، اما بی مقدمه گفتم:« بیدی نیستم که به هر بادی بلرزم.»

با خنده ی رضایت بخشی از من تشکر کرد و وصیت نمود و سفارش هایی درباره ی فرزندان کرد.

  صدای اذان صبح آمد. حالش بسیار وخیم شد. ناگهان دیدم خودش را کمی از روی تخت بلند کرد و به صورت نیمه نشسته با احترامی خاص سلام و تعظیم کرد. گویا شخص بزرگواری به دیدار او آمده بود!

 من با تعجب به همسرم نگاه می کردم. بعد رو به نقطه ای کرد و پرسید:« این کاخ ها برای کیست؟» و بعد لبخندی زد!

من سریع آمدم بالای سرش. در آخرین لحظه درحالی که دست هایش را با احترام روی سینه گذاشته بود گفت:« چشم می آیم، می آیم.»

  بعد آرام سرش را روی تخت گذاشت و نگاهی به من انداخت. شهادتین را بر زبان جاری کرد . با خوشحالی رفت. چشمانش باز و لبانش خندان بود. سردار عرصه ی جهاد، شهید حشمت الله طاهری، در حالی که بیست و هفت سال بیشتر نداشت دعوت مولایش را لبیک گفت و به کربلاییان پیوست.


این کتاب رو گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی تالیف کرده و در انشارات امینان منتشر کرده ان.


کتاب بعدی، کتاب "با کاروان نور" هست. امیدوارم که به دردتون بخوره.

با کاروان نور

این کتاب به روایت و بررسی زندگی امام و یارانش و همچنین فاجعه ی تاریخی کربلا می پردازد. روایتی جذاب و خواندنی از زندگی یاران آسمانی سید الشهدا.

بخوانید و در عین لذت، بیاموزید.

قسمتی از متن کتاب:

... سخن از برپا کنندگان حادثه ای بی مانند، واقعه ای عظیم، اتفاقی عبرت آموز و حقیقتی بی شبه و مثل است، که برای تمام انسان ها، در همه ی ادوار حیات و زندگی، منبعی سرشار از پند و موعظه و نصیحت و درس است. اهل مُلک و ملکوت، و ساکنان زمین و آسمان، برپا کنندگان چنین حادثه ای را جز یکبار ندیدند و به غیر از یک مرتبه بدین صورت، و به این کیفیت در تمام فضای با عظمت حیات اتفاق نیفتاد!!!

   دگر تا جهان هست بزمی چنین

  نبیند به خود آسمان و زمین

تحقق این واقعه ی بی نظیر در سرزمین کربلا بر دو طایفه تکیه داشت، گروهی زمینی محض و قومی آسمانی خالص.

گروه آسمانی در عرصه ی حیات خود، جز خدامحوری، عشق به حق، ادای مسئولیت در راه رضای دوست، برپا کردن پرچم حقیقت، روشن نگاه داشتن چراغ فضیلت، بر انداختن کاخ ستم و بیداد، ریشه کن کردن شجره ی خبیثه و سرسبز نگاه داشتن شجره ی طیبه، اندیشه ی دیگری نداشتند.

و آن گروه دیگر، یعنی طایفه ی مادی مسلک و قوم زمینی، در جولانگاه زندگی خویش، جز طاغوت محوری، پیروی هوای نفس، تعطیل وظایف اخلاقی، از کار انداختن چرخ اندیشه و فکر، دنبال کردن برنامه های شکم و شهوت و افتادن در لذات بی در و پیکر حیوانی فکر دیگر در سر نمی پروراندند....

و قسمتی دیگر از متن کتاب که به روایت قسمتی از زندگی یکی از مشاهیر کربلا می پردازد؛ حر بن یزید ریاحی:

...حر توبه کرد، یعنی به رهبری یزید و یزیدیان پشت پا زد، و امامت حضرت حسین(ع) و پدر و جدش را پذیرفت. با این که یقین داشت دست برداشتن از یزید و روی آوردن به امام حسین(ع) که انقلابی کامل و جامع در حیات او بود، به قیمت کشته شدنش تمام می شود.

او توبه کرد و در کاروان نور قرار گرفت و مدال اولیا اللهی و اصفیا اللهی و احیا اللهی را به سینه ی جان گرفت و جز انصار دین و انصار رسول الله (ص) و امیرالمومنین و فاطمه ی زهرا و امام مجتبی و حضرت سید الشهدا(ع) شد...

این کتاب نوشته ی جناب آقای حسین انصاریان هست که در انتشارات دار العرفان بیش از 4 بار به چاپ رسیده است.

آسمان خون گریه کن!

کتاب بعدی، کتاب "آسمان خون گریه کن!" هست که برای گروه سنی نوجوانان در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده است.

با هم قسمتی از متن کتاب رو میخوانیم:

...جنگ کربلا، اگرچه به ظاهر، جنگی یک روزه بود؛ اما تاثیر آن تا دنیا دنیاست و تا انسانها بر روی زمین زندگی می کنند، باقی خواهد ماند.

شهادت امام حسین(ع) و یارانش، برای همیشه سرمشق حق جویان و انسانهای پاک خواهد بود. نام حسین، برای همیشه بر قله های شهامت و ایثار و از خودگذشتگی خواهد درخشید. امام حسین و یارانش با شهادت عاشقانه ی خود، عظمتی جاودان یافتندو خاکشان، زیارتگاه عاشقانِ راهشان شدو نامشان، سرمشق انسان های پاک و آزاده!

در دیگر سو، یزید و یزیدیان، لعنتی جاودان برای خود خریدندو نتوانستند به آرزوی دنیوی شان نیز برسند. آنها در همان روزها و پس از واقعه ی کربلا دریافتند که پیروزی حقیقی، از آنِ حسین(ع) و یارانش شد و شکست، نصیب یزید و یزیدیان...

این کتاب زیبا، نوشته ی نویسنده ی خوب کشورمان آقای جعفر ابراهیمی شاهد هست که بیش از 5 بار در انتشارات کانونچاپ به چاپ رسیده است.

امیدوارم که این پست هم براتون مفید بوده باشه.

در پناه حق عزیزان.



[ سه شنبه 13 مهر 1395 ] [ 04:27 ب.ظ ] [ ♥مهاجر♥ ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه