تبلیغات
سرزمین عاشقان کتاب - معرفی کتاب(10)-ویژه ی محرم

سرزمین عاشقان کتاب

ملتی که کتاب نمی خواند، باید تمام تاریخ را تجربه کند. . . مطالعه ی یک کتاب، تجربه ی یک زندگی است. . .

معرفی کتاب(10)-ویژه ی محرم

سلام یاران
ضمن عرض تسلیت خدمت شما عزیزان و آروزی قبولی طاعات و عباداتتون، در ادامه ی مطلب با یکی از بهترین کتاب هایی که در زمینه ی آگاهی عاشورایی نوشته شده آشنا میشیم.
این شما و این کتاب "نامیرا"
اثر گران قدر جناب آقای صادق کرمیار که بیش از 17 بار تجدید چاپ داشته است.
سربلند باشید.


پروردگارا!
اگر نمی توانیم عباس امام زمانمان باشیم و زینبش،
لااقل
تو را به آبروی سیدالشهدا
ابن سعد و ابن زیاد و عمرو بن حجاجش نباشیم.
آمین یا رب الشهدا و الصدیقین


میدانید چرا امام حسین 18000 دعوت نامه داشت و 72 یار؟
میدانید چرا شمشیرهای شقاوت از نیام جهالت برکشیده، در کربلا بیشتر بود تا دست بیعت؟
میدانید چرا کوفیان شده اند عبرت؟
چرا سید الشهدا با وجود شناختی که از مردم کوفه و منششان داشت، بازهم الغوث شان را لبیک گفت و با تمام خاندان گرانقدرشان به کوفه عزیمت کرد؟
پاسخ بسیاری از معماها و شبهات عاشورا و کربلا را در این رمان تاریخی و تحلیلی بیابید. کتابنامیرا اثری عمیق و تکان دهنده از آقای صادق کرمیار.
دوستان، نامیرا داستان امروز ما هم هست، چراکه ماجرای ندای امام زمان هر عصر و عکس العمل امت، در طول تاریخ استمرار دارد.
آقا اباعبدالله امام زمان عصر خودش بود، امام زمان سال 61 هجری...
امام زمانی که به حساب ن زمان 18000 نفر برایش دعوت نامه فرستادند،
الغوث گفتند و برای ظهورش دعا کردند!
مگر نه اینکه ما نیز روزمان را با دعای فرج شروع میکنیم؟
مگر نه اینکه ما نیز برای فرزند رسول الله دعوت نامه می فرستیم، ندبه میگریم و اشک می ریزیم؟
مبادا ما نیز عمرو بن حجاج شویم؟
مبادا فریب یک تصویر را بخوریم؟
و نیرنگ یک سخن را؟
پروردگارا یاریمان کن که جز تو پناهی و یاوری نداریم...

قسمتی از متن کتاب:
...خدایا، این چه فتنه ای است که مردم کوفه را رها نمی کند؟ گویا کوفیان آفریده شده اند تا خطاهایشان مایه ی عبرت دیگران باشند....
...این چه بلایی است که بر سر مسلمانان وارد شده؟! همه به یک قبله نماز می خوانند، همه به دین یک پیامبر هستند و همه به خون یکدیگر تشنه اند!...
...به خدا سوگند! این مردم به جور یزید مستحق ترند تا به عدالت حسین بن علی!!!...
...اگر حتی یک زن یهودی در آن سوی مرزهای اسلام به حسین نامه بنویسد و از او داد بخواهد، حسین در یاری او لحظه ای درنگ نخواهد کرد...
...خدایا، این چه برزخی است؟ این چه فتنه ای است که راه روشن را چون توفان غبارآلود کویر پوشانده است؟...
و ...


براستی که هیچ معرفی ای شیواتر و خواندنی تر از معرفی زیر نیست، حیفم آمد نخوانیدش:
بیش از هر چیز اسم کتاب است که خواننده را مشغول می‌کند؛ ابتدا به ذهن می‌رسد «نامیرا» فقط اسمی هنری است که برای جلب مخاطب انتخاب شده و یا ناشر و نویسنده خواسته‌اند ابهام داستان را زیاد کنند. اما کتاب را که تا انتها بخوانی معلوم می‌شود «نامیرا» ریشه در مفهوم «کل یوم‌ عاشورا و کل ارض کربلا» دارد. مفهومی که می‌گوید پهنه‌ی سرزمین کربلا به اندازه‌ی کل زمین وسعت پیدا کرده و عاشورا همیشه نمیراست.

«نامیرا» داستانی شخصیت‌محور است؛ رمانی با خرده‌روایت‌هایی از تغییر روش، هدف، آرزو و عاقبت آدم‌ها. این روزگار است که آدم‌ها را در محک انتخاب شدن و انتخاب کردن می‌گذارد و نویسنده‌ی نامیرا فقط تصویرساز صادق این رویدادهاست. نویسنده‌ی کتاب را به سبک رمان‌های کلاسیک با شروعی آرام آغاز می‌کند، تصویرسازی می‌کند، شخصیت‌ها را یک به یک وارد داستان می‌کند، آن‌ها را معرفی می‌کند و با داستان پیش می‌برد. «نامیرا» اسیر اختلاف روایت‌های تاریخی نشده و البته از عقبه‌ی تحقیقی درستی بهره برده است.

نوشتن داستانی که مخاطب، آخرش را می‌داند کار آسانی نیست. و اینجاست که کرمیار با نگاه درست به عاشورا و استفاده از عنصر «رمانس» به خوبی بهره‌گرفته است. دریغ جدی اینجاست که ای کاش سریال «مختارنامه» را بعد از خواندن «نامیرا» می‌دیدیم تا باورمان شود در کوفه‌ای که ۱۸هزار نامه برای امام حسین علیه‌السلام ارسال می‌شود چطور یکباره ورق بر می‌‌گردد و آدم‌هایی که تا دیروز مشتاق استقبال از پسر پیامبر و علی علیهماالسلام بودند، ناگهان با زرق و برق سکه‌های پسر مرجانه پشت او را خالی کردند، سفیرش را ‌کشتند و بزرگان کوفه ناگهان یار قدیمی ابن‌زیاد شدند؟

آن وقت بود که می‌فهمیدیم که عمرو بن‌حجاج -از سردرمداران دعوت امام به کوفه- که سعی می‌کرد سپاهی برای امام تهیه کند، چگونه با یک جلسه نشست و برخاست با والی خناس کوفه یک شبه از دوست به دشمن تبدیل می‌شود و سعی و همتش را بر این می‌گذارد که مقابل یاران امام حتی اگر دختر و دامادش باشند، بایستد؟

در «نامیرا» است که می‌فهمی بخشی از انبوه مردمی که به امام نامه نوشتند حضور امام را برای منافع شخصی خود می‌خواستند. امضاها به خاطر درد دین نبود بلکه برای طایفه‌ای سؤال این بود که چرا معاویه شام را برتر از کوفه دانسته است. وقتی که ابن‌زیاد سر کیسه را شل کرد و از بیت‌المال کیسه‌های طلا بخشید، دیگر آمدن امام فایده‌ای برای این قوم نداشت. قصور معاویه را یزید جبران کرده بود، شاید اگر امام می‌آمد به کوفه و زعامت قوم را برعهده می‌گرفت اینان باز هم مخالفت می‌کردند. هرچند ابن‌زیاد هلاکشان کرد و دستشان را به خون پسر  پیامبر آلوده کرد.

«نامیرا» یک مشخصه‌ی بارز دارد. نامیرا یک دوره‌ی فتنه‌شناسی است برای کسانی که در پی حق هستند و می‌خواهند بدانند که حق و باطل چگونه جابه‌جا می‌شوند. که حتی «عبدالله بن‌عمیر» با آن همه سابقه در جهاد با کفار تردید می‌کند که چرا پسر پیامبر به مقابله با یزید برخاسته است؟

در داستان کسانی را می‌بینیم که در لحظه‌های آخر به کاروان امام می‌رسند و البته چه خوش می‌رسند. اینان مدیون یک لحظه محاسبه‌ی درست هستند تا بسوی امام بروند و البته می‌روند و می‌توانند با امام باشند.

داستان «نامیرا» تمامی ندارد اما تو باید تا انتهای کتاب بخوانی تا حس کنی چرا «اَنَس بن‌حارث کاهلی» خیلی قبل‌تر از واقعه‌ی عاشورا در کربلا به انتظار امامش نشسته است. اَنَس این‌قدر افق بلندتری دارد که  به «عبدالله بن‌عمیر» هم هشدار می‌دهد حرامیان و مسلمانان و مشرکان به زودی یکی می‌شوند! و بر بهترین خلق خدا هجوم می‌آورند.


منبع: http://farsi.khamenei.ir/book-content?id=21586


[ چهارشنبه 21 مهر 1395 ] [ 07:05 ب.ظ ] [ ♥مهاجر♥ ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه