تبلیغات
سرزمین عاشقان کتاب - معرفی نویسنده(2)

سرزمین عاشقان کتاب

ملتی که کتاب نمی خواند، باید تمام تاریخ را تجربه کند. . . مطالعه ی یک کتاب، تجربه ی یک زندگی است. . .

معرفی نویسنده(2)

امروز قراره با یکی از بهترین نویسنده های جهان آشنا بشیم:
خانم جین بیوکنن
 که در پست قبلی، با یکی از آثار فوق العاده شون( متشکرم، از ته دل) آشنا شدیم.
برای آشنایی بیشتر با این نویسنده ی توانمند به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.






او در وبگاه شخصیاش، خود را اینگونه معرفی کرده است:
من  در غرب ماساچوست، بزرگ شدم و با وجود اینکه  همواره، به عنوان یک کودک تلاش به خواندن می کردم. در کالج متوجه شدم که به هیچ وجه خواننده ی خوبی نیستم!
خوشبختانه، پدر و مادر من به کتاب های کودکان توجه بسیاری می کردند و به آنها اهمیت می دادند. به نظر پدرم یک تعطیلات خانوادگی عالی، با صدای بلند  کتاب خواندن و دعا کردن برای باران بود؛ اون میتونست تمام زمانش برای ما کتاب بخونه و پازل درست کنه.
من هنوز هم صدای پدرم رو درحالی که برای من داستان های نارنیا و شازده کوچولو را می خونه، می شنوم. خاطرات من از صدای مادرم نیز به طور جدا ناپذیری، به داستان های وینی پوئه، باد در درختان بید و . . . مرتبط است. بنابراین اگرچه من خواننده ی خوبی نبودم، ولی اطراف مرا همیشه از داستان های گونانگون احاطه بود.
پس از مدتی، داستان "گیاه یک ساله" بدستم رسید. داستان دلخراش "مارجوری کینان رولینگز" که درباره ی یک پسر و یک گوزن جوان بود. کتابی که معلم ما در کلاس هفتم به ما داد تا اون را بخونیم، یعنی همون سالی که من شروع به خواندن مفید کردم. این کتاب برای من به عنوان یک خواننده و دانش آموز سطح پایین، زیبا بود. مارجوری کینان رولینگز، کتابی قطور بود که زندگیم تغییر داد! من هنوز هم میتونم ترس و وحشتی که هنگامی که معلممان کتاب را به ما میداد، داشتم رو احساس کنم، کتاب خیلی زیادی بود، چه طور می تونستم تمومش کنم؟
به خونه رفتم و شروع کردم به خوندن کتاب؛ در ابتدا اون کتاب رو فقط به خاطر درسمون می خوندم ولی کمی که گذشت به داستان علاقه مند شدم و مشتاقانه اون رو ادامه دادم. این اولین کتابی است که به پایان رسوندن اون رو به خاطر دارم. من روزها متاسف بودم که داستان را تمام کرده ام!
من به خوندن علاقه مند شدم و هرگز به گذشته نگاه نکردم.
سالها گذشت؛ و من بزرگ و به عنوان یک روزنامه نگار از دانشگاه فارق التحصیل شدم ازدواج کردم، کار می کردم  و دیگر صاحب دو فرزند بودم، که در این زمان سرنوشت و راه درستم را پیدا کردم: نوشتن برای کودکان!
یکسال پس از آن، اولین کتاب خود را با نام "متشکرم، از ته دل" را نوشتم که در اصل یک بازنویسی از کتاب مارجوری کینان رولینگز بود. این جالب است که داستان ها، چگونه با ما می مانند.
بیشتر با این نویسنده ی برجسته آشنا شویم:
خانم بیوکنن در 28 سپتامبر 1956 در ایالت بوستون بدنیا آمد. او فرزند آخر خانواده بود و دو خواهر بزرگ تر داشت. پدر وی پزشک متخصص اطفال و مادرش پرستار بود. او می گوید که علاوه بر نوشتن، خواندن، تماشای پرندگان، پیاده روی و دیدار با دوستانش از کار های مورد علاقه اش هستند.او در جواب این که  از کجا ایده های خود را بدست می آورید، می گوید: هرکجا بروم، هرچه بخوانم و هر کس را که ببینم!

او همواره به نوجوانانی که قصد دارند در آینده نویسنده شوند می گوید: بخوانید، بخوانید و بخوانید. به خصوص چیزهایی رو که فکر نمی کنید دوست داشته باشید! این گونه شما به عنوان یک خواننده و نویسنده رشد می کنید.

جین بیوکنن دو فرزند به نام های مایک و لورا دارد که یکی برنامه نویس کامپیوتر و دیگری  مدیر بازاریابی در یک شرکت در نیویورک است.
برخی از آثار وی: دانه ی جادویی، خداحافظ چارلی، داستان هنک، متشکرم، از ته دل، مری تئودور و  . . .
تعدادی از این کتاب ها در ایران چاپ و ترجمه شده اند که انشاالله در آینده به معرفی بیشتر آن ها خواهم پرداخت.


وبگاه شخصی جین بیوکنن:
http://www.janebuchanan.com/About.html


[ چهارشنبه 13 مرداد 1395 ] [ 02:43 ب.ظ ] [ ♥مهاجر♥ ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه